لباس های کثيف زن همسایه!


زن و مرد جوانی به محله جدیدی اسباب کشی کردند. روز بعد ضمن صرف صبحانه، زن متوجه شد که
همسایه اش درحال آویزان کردن رخت های شسته است و گفت:
ادامه نوشته

داستان سنگ تراش ناراضی

داستان سنگ تراش ناراضی


به ادامه مطلب بروید.

ادامه نوشته

داستان نکات قوت و ضعف

داستان نکات قوت و ضعف

كودكي ده ساله كه دست چپش در يك حادثه رانندگي از بازو قطع شده بود ، براي تعلي م فنون رزمي جودو به يك استادسپرده شد.پدر كودك اصرار داشت استاد از فرزندش يك قهرمان جودو بسازد.استاد پذيرفت و به پدر كودك قول داد كه يك سال بعد مي تواند فرزندش را در مقام قهرماني كل باشگاه ها ببيند.در طول شش ماه استاد فقط روي بدن سازي كودك كار كرد و در عرض اين شش ماه حتي ي ك فن جودو را به او تعليم نداد.

ادامه نوشته

داستان پروانه

داستان پروانه


روزي سوراخ كوچكي در يك پيله ظاهر شد.شخصي نشست و ساعت ها تقلاي پروانه براي بيرون آمدن از سوراخ كوچك پيله را تماشا كرد.آن گاه تقلاي پروانه متوقف شد و به نظر مي رسيدكه خسته شده،و ديگر نمي تواند به تلاشش ادامه دهد.آن شخص مصمم شد به پروانه كمك كندو با برش قيچي سوراخ پيله را گشاد كرد.
ادامه نوشته

داستان ترزیق امید

داستان ترزیق امید


مدت زماني پيش در يكي از اتاق هاي بيمارستاني دو مرد كه هر دو حال وخيمي داشتند بستري بودند . يكي از آنها اجازه داشت هر روز بعداز ظهر به مدت يك ساعت به منظور تخليه شش هايش از مايعات روي تختخواب
كنارتنها پنجره اتاق بنشيند.
ادامه نوشته

داستان آموزنده

داستان آموزنده


روزي دانشمندى آزمايش جالبى انجام داد. او يك اکواريوم ساخت و با قراردادن يک ديوار شيشه  اى در وسط اکواريوم آن را به دو بخش تقسيم کرد.

ادامه نوشته

سرباز زخمی



 

 دوست دیرینه اش در وسط میدان جنگ افتاده ، می توانست بیزاری و نفرتی که از جنگ تمام وجودش را فرا گرفته ، حس کند. سنگر آنها توسط نیروهای بی وقفه دشمن محاصره شده بود.

ادامه نوشته

15درس زندگي كه در هيچ مدرسه اي ياد نمي دهند!

15درس زندگي كه در هيچ مدرسه اي ياد نمي دهند!


همگي ما همزمان با تحصيل در مدارس، درسهايي از زندگي نيز مي آموزيم كه هردوي آنها مهم است .

مشكل اصلي اين است كه زندگي قبل از ما هم جريان داشته و ما را هم مانند ديگران در مسيرش با خود مي برد و اين در حالي است كه ما تازه در ابتداي يادگيري و كسب معلومات لازم براي زندگي هستيم و تنها اميدواريم كه روزي به همه ي جوانب دست پيدا كنيم ، پس بطور منطقي دانش ما هميشه عقب تر از زندگي است.
ادامه نوشته

داستان زیبای مرد فقیر و ترازویش

داستان زیبای مرد فقیر و ترازویش


مرد فقیرى بود که همسرش کره مى ساخت و او آنرا به یکى از بقالى های شهر مى فروخت ،آن زن کره ها را به صورت دایره های یک کیلویى مى ساخت.

ادامه نوشته

آتش و گنجشک

آتش و گنجشک


گنجشکی با عجله و تمام توان به آتش نزدیک می شد
و برمی گشت !
پرسیدند :
چه می کنی ؟
پاسخ داد :
ادامه نوشته

درسی برای زندگی

درسی برای زندگی


در اولین صبح عروســی ، زن و شوهــر توافق کردند که در را بر روی هیچکس باز نکنند . ابتدا پدر و مادر پسر آمدند . زن و شوهر نگاهی به همدیگر انداختند . اما چون از قبل توافق کرده بودند ، هیچکدام در را باز نکرد .

ادامه نوشته